مهربان!
فکر نمی کنم تا به حال دلت گرفته باشد.
بد دردیست.تا دچارش نشوی،هر چقدر هم که برایت بگویند حسش نمی کنی.
میدانی!فرقی هم نمیکند دلت قد یک اقیانوس باشذ یا قطره ای از آن.
می خواهی خدا باشی یا انسان.دل،دل است.این چیزها سرش نمی شود.
دیگر هم مثل روز اولش نمی شود.عادت می کند.
مانند ظرفی که شکسته باشد و تو با چسب سر همش کرده باشی.
می گویند یادت آرام میکند دل را.با همه ی طوفان هایش.
تکلیف من سر به هوا چه می شود.
باید همیشه آسمان دلم ابری باشد.همیشه طوفانی...
نمی شود گوشه دل ما خانه کنی تا همیشه آرام باشد.
گرچه صاحب خانه بی لیاقت است.
ولی در عین بی لیاقتی،بی طاقت است.